close
چت روم
چه ازدواج کرده باشید، چه نکرده باشید، این داستان رابخوانید.
 
ديدارها
چه ازدواج کرده باشید، چه نکرده باشید، این داستان رابخوانید.  وقتی آن شب از سر کار به خانه برگشتم، همسرم داشت غذا را آماده می‌کرد، دست او را گرفتم و گفتم، باید چیزی را به تو بگویم. او نشست و به آرامی مشغول غذا خوردن شد. غم و ناراحتی توی چشمانش را خوب می‌دیدم. یکدفعه نفهمیدم چطور…
آمار سایت
آمار مطالب
کل مطالب : 42
کل نظرات : 34
آمار کاربران
افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا : 84

آمار بازدید
بازدید امروز : 50
باردید دیروز : 63
گوگل امروز : 0
گوگل دیروز : 1
بازدید هفته : 50
بازدید ماه : 172
بازدید سال : 651
بازدید کلی : 36,498
اطلاعات کاربری

عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
موضوعات
مطالب جديد
رنگ سال ۲۰۱۳ و 1392
اس ام اس های جدید و عاشقانه
کشف ژن ساعت مرگ انسان
تصاويري ازماشين جديدPorsche Cayenne Turbo S 2013
شرط ملکه زیبایی اعراب برای ازدواج با رونالدو (+عکس)
احسنت به فهم و شعور صاحب این منزل (عکس)
ماشین جواد نکونام (عکس)
روانشناسي
چگونه فکر دیگران را بخوانیم؟
روشهایی برای خواندن ذهن افراد
روشهای جذب دیگران
شما جذب چه مردی می شوید؟
انگشتر را در کدام انگشتتان می گذارید
۱۲ روش برای زندگی شادتر
عجیب ترین شخصیت شناسی برای خانم ها! شخصیت شناسی براساس رژلب
انتخاب رنگ مناسب لباس بر اساس سال تولد
تست روانشناسی: در چه ماهی باید متولد میشدید؟
شخصیت شناسی: ماه تولد شما + ماه تولد معشوقه تان= سرنوشت رابطه
چهره‌شناسی: با یک نگاه بفهمید او چه خصوصیاتی دارد!
تست ازدواج ویژه دختر و پسران مجرد
شخصیت شناسی جالب براساس فلـز وجـودی شمـا
هنگامیکه به حمام می‌روید اول کدام قسمت بدن‌تان را می‌شوئید؟ (شخصیت شناسی)
شخصیت شناسی براساس گروه خونی شما
رازهایی بسیار جالب درمورد چهره و خصوصیات اخلاقی‌تان!!!
دیدن این عکس و پاسخ دادن به راحتی شخصیت خود را مشخص کنید
شخصیت شناسی از روی آدامس موردعلاقه‌تان!
شخصیت شناسی دست خط: با خواندن این مطلب شخصیت خود را بشناسید
ازرنگی که متنفرید شخصیتتان را بشناسید!!
فرهنگي وهنري
عکس یادگاری علی دایی, گلزار, شاکردوست, ضیغمی, مهناز افشار و ...
عکس: محسن یگانه در بارسلونا !
دختر سرشناس هالیوودی از دوستش باردار شد! + عکس
عکس های جدید جنیفر لوپز وقتی که عینکی می شود!
هدیه عجیب و گرانقیمت به زن زیبای هالیوود بخاطر سومین ازدواجش! + عکس
عکس: شیلا خداداد و فلور نظری به همراه همسران شان!
ناراحتی آنجلینا جولی از پیر شدن صورتش!
دستگیری دوبلورهای «حریم سلطان»، سریال «عمر گل لاله» را بر باد داد!
در تیتراژ این سریال یک غلط املایی وجود دارد!
علت سانسور شدن کلاه قرمزی و بچه ننه!
چهره​های معروف ایرانی که خوب پول درمی‌آورند!+ تصاویر
آزاده نامداری و فرزاد حسنی چگونه به هم رسیدند؟
عکس : مراسم پاگشای فرزاد حسنی و آزاده نامداری در یک رستوران
عکس های دیدنی مراسم عقد فرزاد حسنی و آزاده نامداری دو مجری مشهور تلویزیون
عذرخواهی احسان علیخانی بابت شلوار: قرمز نبود بادمجونی بود! / عکس
عکس : شباهت جالب بازیگر قدیمی با روحانی
بازیگر «رها» در سریال «مادرانه»: سانسور بیش از حد داریم!
عکسهای متفاوت هستی مهدوی فر بازیگر نقش رها در سریال مادرانه +بیوگرافی هستی مهدوی فر
عکس‌های متفاوت از الناز شاکردوست به مناسبت سالروز تولدش
برخی بازیگران مشهور ایرانی قبل و بعد از جراجی بینی
شباهت قابل توجه یک مجری ایرانی به محمدرضا گلزار / تصاویر
ازدواج وزناشويي
نكاتي براي يك ازدواج موفق
چرا دوست دارید با افراد شبیه خودتان ازدواج ‌کنید؟
چگونه به همسرم اعتماد کنم؟
رازهایی کاملا زنانه در زندگی زناشویی
مردان خانواده دوست را بشناسید!
خانم ها، در زندگی زناشویی تان حسود باشید!!
چگونه به همسرمان نشان دهیم که دوستش داریم؟
چرا زن و شوهر از زندگی زناشویی خسته می شوند؟
10 جمله ای که آقایان از شنیدن آن وحشت دارند
اگر زندگی تان را دوست دارید، این جملات را هرگز به همسرتان نگویید!!
اگر می خواهید همسرتان به شما خیانت نکند این مطلب را بخوانید
با 10 قدم بهترین شوهر دنیا شوید!
مطالب جالب
مطمئنا عاشق این دو عکس خواهید شد!!
شاهکار زن ایرانی هنگام پارک کردن اتومبیل! + عکس
شنیده بودین عربها خیلی مایه دار هستن؟ با این تصاویر بیشتر باور می
رستوراني برای خواص در تهران!! + تصاویر
عکس حرکت ناجوانمردانه ۲ پسر در حق یک دختر
عكسی بدون سانسور از شنای زنان در ايران
جرات داری تو این استخر شنا کنی ؟ (+عکس)
بزرگان دنیای ارتباطات
اخبارومطالب
زن قهرمانی که به تن‌فروشی روی آورد!! + عکس
مدل مشهوری که باردار شد اما پدر بچه مشخص نیست! + عکس
عکس النازشاکردوست در حال شنا کردن!!
دام جدید هکرها برای کاربران اینترنتی
صحبت‌های مهم حسن روحانی دربارهٔ ماهواره، تلویزیون، فیلترینگ، فیسبوک و اینترنت
طالع بيني
اگر می‌خواهید از طالع‌تان باخبر شوید…
طالع بینی ایتالیایی: شما چه شخصیتی دارید؟؟
پزشكي
كاهش استرس
چه بنوشيم تا لاغرشويم؟
روش های باورنکردنی زود خوابیدن
متولدین کدام ماه ها بیشتر عمر می کننده؟!
مدوزيبايي
 ۷ باید و نباید در مورد لباس پوشیدن!
7 کار غلط که جوش هایتان را بدتر می کند
اثرات ماءالشعیر بر سلامت پوست و مو
چگونه از سفیدی زودرس موها پیشگیری کنیم
تزریق ژل و بوتاکس چطور باعث زیبایی می شود و چقدر ماندگار است،کدام معتبر است؟
کاربرد لیزر و از بین بردن موهای زاید
با بوی بد دهان به طور قطعی خداحافظی کنید
۱۰ سال جوان ترشوید
رژیمی برای شفاف سازی پوست ها
تصاویری از مدل طراحی و دکوراسیون داخلی خانه (12)
شعرزيبا وعاشقانه
حلالم كن
چرا
قصيده اي از رودكي
قصيده اي ديگراز رودكي
دانستنيها
باگوشي درآب افتاده خود چه كنيم؟!
چگونه از گناه دوری کنیم؟
رازهاي موفقيت
چطور باشید تا مردها ستایشتان کنند؟
دانستنيهاي جنسي
يك قاتل بي رحم جنسي
مشکلات جنسی زنان چیستند و چگونه درمان می شوند؟
5 فعالیت ورزشی که مردان برای داشتن رابطه جنسی بهتر می توانند انجام دهند
طنز
طریقه درست درس خوندن !
مطالب عاشقانه
سنگدل
قدر کسی که دوست داره رو بدون
عاشقانه
متــــــــأسفم
قول...
اگر مثل این بودم نمیرفت.........!!
جای تو خالیست...
اتومبيل
عکس های کمتر دیده شده از بی.ام.دبلیو مینی ون 2014 جی تی
قیمت خودروهای لوکس در بازار تهران +جدول
فروش اقساطی پراید 131 آغاز شد/ تحویل 45 روزه
جزئیات ورود لوکس‌ترین محصول ایران خودرو به بازار
ورزشي
مصاحبه سه واليباليست خوب ايران محمد موسوی،سعیدمعروف وحمزه زرینی درخبر گزاری فارس
علی دایی قرارداد سه ساله خود با پرسپولیس را به ثبت رساند
پشت پرده عجيب جدايي انصاري فرد از پرسپوليس
نکونام به چه دلیل به کمیته انضباطی رفت
جراحی زیبایی در فوتبالیست‌های مشهور ایرانی
ولاسکو خطاب به ایتالیایی‌ها: ایرانی‌ها عرب نیستند، آنها را از عرب‌ها جدا کنید
لباس
شیک ترین و جدید ترین لباس های مجلسی کوتاه (عکس)
مدل لباس عروس عربی
عکس هایی از جدیدترین مدلهای روسری
عکس هایی از مدل کفش و صندل تابستانی زنانه دخترانه
داستان کوتاه وزیبا
داستان دفتر مشق كثيف
آرشیو
نویسندگان
خبرنامه
براي اطلاع از آپدیت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

کدهای اختصاصی
آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
رسیدن به آرامش در 10 دقیقه! 0 35 fahime
قصه ی درد دل ( عبید زاکانی ) 0 39 fahime
دانستنی هایی باورنکردنی از همه چیز و همه جا 0 30 fahime
من و بابام و اینترنت (طنز) 0 29 fahime
پیامک‌های عاشقانه 0 30 fahime
خیال نرگس مستت، ببست خوابم را (سلمان ساوجی) 0 31 azita
نگذارید زندگیتان کسل کننده ویکنواخت شود! 0 28 azita
دانستنی های علمی 0 29 azita
اس ام اس جوک و سرکاری 0 28 azita
فک و فامیل داریم باحال و جالب 0 27 azita
در دادگاه خــانواده (طنز) 0 31 sharlin
فراموشت نمی کردم (سیمین بهبهانی) 0 32 sharlin
دانستني هاي باور نکردني 0 33 sharlin
با این خوراکی ها به جنگ افسردگی بروید! 0 32 sharlin
اس ام اس خنده دار تبریک تولد 0 32 sharlin
اس ام اس سرکاری و خنده دار عید فطر 0 34 rozita
گفت‌وگویی پیرامون ازدواج (طنز) 0 31 rozita
روزتان را اینطوری شروع نکنید! 0 35 rozita
دانستني هاي جالب و باحال 0 37 rozita
شعر شوق از فروغ فرخزاد 0 34 rozita
زن و موبایل /شعر طنز 0 35 ziiba
دانستنی های جالب و مفید 0 36 ziiba
قفل صفحه را با صورتتان باز کنيد 0 31 ziiba
گياه تلخ افسونی (سهراب سپهري ) 0 33 ziiba
اس ام اس روز عشق 0 31 ziiba
سیزده بدر در شعر استاد شهریار 0 55 behnoosh
اس ام اس فلسفی و جملات قصار زیبا (5) 0 33 behnoosh
اعترافهای تکان دهنده طنز 0 41 behnoosh
چرا خورشيد زرد است؟ 0 36 behnoosh
يک آغوش امن ضداسترس 0 37 behnoosh

تاریخ : چهارشنبه 09 اسفند 1391 و 10:38 | نویسنده : drpedramm | بازدید : 110

چه ازدواج کرده باشید، چه نکرده باشید، این داستان رابخوانید. 

وقتی آن شب از سر کار به خانه برگشتم، همسرم داشت غذا را آماده می‌کرد، دست او را گرفتم و گفتم، باید چیزی را به تو بگویم. او نشست و به آرامی مشغول غذا خوردن شد. غم و ناراحتی توی چشمانش را خوب می‌دیدم.

یکدفعه نفهمیدم چطور دهانم را باز کردم. اما باید به او می‌گفتم که در ذهنم چه می‌گذرد. من طلاق می‌خواستم. به آرامی موضوع را مطرح کردم. به نظر نمی‌رسید که از حرفهایم ناراحت شده باشد، فقط به نرمی پرسید، چرا؟

از جواب دادن به سوالش سر باز زدم. این باعث شد عصبانی شود. ظرف غذایش را به کناری پرت کرد و سرم داد کشید، تو مرد نیستی! آن شب، دیگر اصلاً با هم حرف نزدیم. او گریه می‌کرد. می‌دانم دوست داشت بداند که چه بر سر زندگی‌اش آمده است. اما واقعاً نمی‌توانستم جواب قانع‌کننده‌ای به او بدهم. من دیگر دوستش نداشتم، فقط دلم برایش می‌سوخت.

با یک احساس گناه و عذاب وجدان عمیق، برگه طلاق را آماده کردم که در آن قید شده بود می‌تواند خانه، ماشین، و 30% از سهم کارخانه‌ام را بردارد. نگاهی به برگه‌ها انداخت و آن را ریز ریز پاره کرد. زنی که 10 سال زندگیش را با من گذرانده بود برایم به غریبه‌ای تبدیل شده بود. از اینکه وقت و انرژیش را برای من به هدر داده بود متاسف بودم اما واقعاً نمی‌توانستم به آن زندگی برگردم چون عاشق یک نفر دیگر شده بودم. آخر بلند بلند جلوی من گریه سر داد و این دقیقاً همان چیزی بود که انتظار داشتم ببینم. برای من گریه او نوعی رهایی بود. فکر طلاق که هفته‌ها بود ذهن من را به خود مشغول کرده بود، الان محکم‌تر و واضح‌تر شده بود.

 روز بعد خیلی دیر به خانه برگشتم و دیدم که پشت میز نشسته و چیزی می‌نویسد. شام نخورده بودم اما مستقیم رفتم بخوابم و خیلی زود خوابم برد چون واقعاً بعد از گذراندن یک روز لذت بخش با معشوقه جدیدم خسته بودم. وقتی بیدار شدم، هنوز پشت میز مشغول نوشتن بود. توجهی نکردم و دوباره به خواب رفتم.

صبح روز بعد او شرایط طلاق خود را نوشته بود: هیچ چیزی از من نمی‌خواست و فقط یک ماه فرصت قبل از طلاق خواسته بود. او درخواست کرده بود که در آن یک ماه هر دوی ما تلاش کنیم یک زندگی نرمال داشته باشیم. دلایل او ساده بود: وقت امتحانات پسرمان بود و او نمی‌خواست که فکر او بخاطر مشکلات ما مغشوش شود.

برای من قابل قبول بود. اما یک چیز دیگر هم خواسته بود. او از من خواسته بود زمانی که او را در روز عروسی وارد اتاقمان کردم به یاد آورم. از من خواسته بود که در آن یک ماه هر روز او را بغل کرده و از اتاقمان به سمت در ورودی ببرم. فکر می‌کردم که دیوانه شده است. اما برای اینکه روزهای آخر با هم بودنمان قابل‌تحمل‌تر باشد، درخواست عجیبش را قبول کردم.

درمورد شرایط طلاق همسرم با معشوقه‌ام حرف زدم. بلند بلند خندید و گفت که خیلی عجیب است. و بعد با خنده و استهزا گفت که هر حقه‌ای هم که سوار کند باید بالاخره این طلاق را بپذیرد.

از زمانیکه طلاق را به طور علنی عنوان کرده بودم من و همسرم هیچ تماس جسمی با هم نداشتیم. وقتی روز اول او را بغل کردم تا از اتاق بیرون بیاورم هر دوی ما احساس خامی و تازه‌کاری داشتیم. پسرم به پشتم زد و گفت اوووووو بابا رو ببین مامان رو بغل کرده. اول او را از اتاق به نشیمن آورده و بعد از آنجا به سمت در ورودی بردم. حدود 10 متر او را در آغوشم داشتم. کمی ناراحت بودم. او را بیرون در خانه گذاشتم و او رفت که منتظر اتوبوس شود که به سر کار برود. من هم به تنهایی سوار ماشین شده و به سمت شرکت حرکت کردم.

در روز دوم هر دوی ما برخورد راحت‌تری داشتیم. به سینه من تکیه داد. می‌توانستم بوی عطری که به پیراهنش زده بود را حس کنم. فهمیدم که خیلی وقت است خوب به همسرم نگاه نکرده‌ام. فهمیدم که دیگر مثل قبل جوان نیست. چروک‌های ریزی روی صورتش افتاده بود و موهایش کمی سفید شده بود. یک دقیقه با خودم فکر کردم که من برای این زن چه کار کرده‌ام.

در روز چهارم وقتی او را بغل کرده و بلند کردم، احساس کردم حس صمیمیت بینمان برگشته است. این آن زنی بود که 10 سال زندگی خود را صرف من کرده بود. در روز پنجم و ششم فهمیدم که حس صمیمیت بینمان در حال رشد است. چیزی از این موضوع به معشوقه‌ام نگفتم. هر چه روزها جلوتر می‌رفتند، بغل کردن او برایم راحت‌تر می‌شد. این تمرین روزانه قوی‌ترم کرده بود!

یک روز داشت انتخاب می‌کرد چه لباسی تن کند. چند پیراهن را امتحان کرد اما لباس مناسبی پیدا نکرد. آه کشید و گفت که همه لباس‌هایم گشاد شده‌اند. یکدفعه فهمیدم که چقدر لاغر شده است، به همین خاطر بود که می‌توانستم اینقدر راحت‌تر بلندش کنم.

یکدفعه ضربه به من وارد شد. بخاطر همه این درد و غصه‌هاست که اینطور شده است. ناخودآگاه به سمتش رفته و سرش را لمس کردم.

همان لحظه پسرم وارد اتاق شد و گفت که بابا وقتش است که مامان را بغل کنی و بیرون بیاوری. برای او دیدن اینکه پدرش مادرش را بغل کرده و بیرون ببرد بخش مهمی از زندگیش شده بود. همسرم به پسرمان اشاره کرد که نزدیکتر شود و او را محکم در آغوش گرفت. صورتم را برگرداندم تا نگاه نکنم چون می‌ترسیدم در این لحظه آخر نظرم را تغییر دهم. بعد او را در آغوش گرفته و بلند کردم و از اتاق خواب بیرون آورده و به سمت در بردم. دستانش را خیلی طبیعی و نرم دور گردنم انداخته بود. من هم او را محکم در آغوش داشتم. درست مثل روز عروسیمان.

اما وزن سبک‌تر او باعث ناراحتیم شد. در روز آخر، وقتی او را در آغوشم گرفتم به سختی می‌توانستم یک قدم بردارم. پسرم به مدرسه رفته بود. محکم بغلش کردن و گفتم، واقعاً نفهمیده بودم که زندگیمان صمیمیت کم دارد. سریع سوار ماشین شدم و به سمت شرکت حرکت کردم. وقتی رسیدم حتی در ماشین را هم قفل نکردم. می‌ترسیدم هر تاخیری نظرم را تغییر دهد. از پله‌ها بالا رفتم. معشوقه‌ام که منشی‌ام هم بود در را به رویم باز کرد و به او گفتم که متاسفم، دیگر نمی‌خواهم طلاق بگیرم.

او نگاهی به من انداخت، تعجب کرده بود، دستش را روی پیشانی‌ام گذاشت و گفت تب داری؟ دستش را از روی صورتم کشیدم. گفتم متاسفم. من نمی‌خواهم طلاق بگیرم. زندگی زناشویی من احتمالاً به این دلیل خسته‌کننده شده بود که من و زنم به جزئیات زندگیمان توجهی نداشتیم نه به این دلیل که من دیگر دوستش نداشتم. حالا می‌فهمم دیگر باید تا وقتی مرگ ما را از هم جدا کند هر روزی او را در آغوش گرفته و از اتاق خوابمان بیرون بیاورم. معشوقه‌ام احساس می‌کرد که تازه از خواب بیدار شده است. یک سیلی محکم به گوشم زد و بعد در را کوبید و زیر گریه زد. از پله‌ها پایین رفتم و سوار ماشین شدم. سر راه جلوی یک مغازه گل‌فروشی ایستادم و یک سبد گل برای همسرم سفارش دادم. فروشنده پرسید که دوست دارم روی کارت چه بنویسم. لبخند زدم و نوشتم، تا وقتی مرگ ما را از هم جدا کند هر روز صبح بغلت می‌کنم و از اتاق بیروم می‌آورمت.

شب که به خانه رسیدم، با گلها دست‌هایم و لبخندی روی لبهایم پله‌ها را تند تند بالا رفتم و وقتی به خانه رسیدم دیدم همسرم روی تخت افتاده و مرده است! او ماه‌ها بود که با سرطان می‌جنگید و من اینقدر مشغول معشوقه‌ام بودم که این را نفهمیده بودم. او می‌دانست که خیلی زود خواهد مرد و می‌خواست من را از واکنش‌های منفی پسرمان بخاطر طلاق حفظ کند. حالا حداقل در نظر پسرمان من شوهری مهربان بودم.

جزئیات ریز زندگی مهمترین چیزها در روابط ما هستند. خانه، ماشین، دارایی‌ها و سرمایه مهم نیست. اینها فقط محیطی برای خوشبختی فراهم می‌آورد اما خودشان خوشبختی نمی‌آورند.



موضوع : مطالب جديد , مطالب جالب , ازدواج وزناشويي ,
برچسب ها :

مطالب مرتبط
آخرین مطالب ارسالی
ارسال نظر برای این مطلب
این نظر توسط DR.pedramm در تاریخ 1391/12/24 و 12:17 دقیقه ارسال شده است

ممنون از ديدگاهتون شکلک

این نظر توسط هانیه در تاریخ 1391/12/16 و 11:23 دقیقه ارسال شده است

درسااین مطلبت واقعافوق العاده بود تحت تاثیرقرارگرفتم عالی بود عالیشکلک
پاسخ : in matlabo doctor pedram neveshte khudamam vaghean khusham omad


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی